این روز ها
تلخم
تلخ
تلخ مینویسم
تلخ فکر میکنم
تن به تلخی آغوش های خیالی می دهم
میگذارم بوسههای تلخ
شهوتِ جنون آسا یِ فرار از ریشههایم را در من بیدار کنند
این روز ها
دست برداشتهام از توجهِ بی وقفه به حضور آدم ها
پرهیز میکنم از ثبتِ وجودهایی که ماندگاری ندارند
این روز ها
تلخ تر از همیشه
از همه ی آدمها بریده ام
...
همیشه با خودت تکرار کن
عکسهای فوری خاطره نمیسازند
باز هم غوغایی چند روزه درافتاده و بوق و کرنا که " روز زن " درپیش است درایران ما . رادیو و تلویزیون مدام تصنیف های مناسبتی ، مغازه ها تراکت های تبلیغاتی ، تخفیف ها خاص روز زن و مادر ، دو دو ی چشمان بدنبال هدیه ای درخور ، زنان و مادران درگیر مشغولیت ذهنی دریافت هدیه ، مردان و فرزندان در تب و تاب خرید آنچه می خواهند یا می توانند ، آنان که همسرانشان ، مادرانشان ، خواهرانشان و زنان نزدیکشان را ازدست داده اند دلگیر و غمناک و ...................................
چند روزی دراین حال و هوا و پس از آن ، بی تفاوتی چندان با قبل از آن ، همان روزاست و همان روزگاران ، همان بی حرمتی است و همان سرکوبها ، همان بهره کشی است و همان قدرناشناسی ها ، همان بردگی روحیست و جسمیست و جنسی ، همان فراموشی هاست و همان بی توجهی ها . همه چیز همانطور است و تفاوتی درکار نیست.
ای کاش بجای گل و هدیه خریدن ، بجای شعر نوشتن و تصنیف خواندن ، بجای شیرینی پخش کردن و ادا درآوردن ، بجای گنده گویی و مدینه فاضله نمایاندن و بجای همه اینها ، یاد می گرفتیم ، یاد می دادیم ، درک می کردیم ، باور می کردیم و عمل می کردیم و این نیمه پنهان را با چشم دل می دیدیم و با گوش هوش می شنیدیم و با جان و روان می پذیرفتیم و براین باور می ماندیم.
روز مادر ، عشق ، شور ، زندگی و زن مبارک باد
|
|
|
|
|
شاعرش را نمی شناسم ، اگرراهنمایی بفرمایید سپاسگزار خواهم بود :
زندگی وقت کمی بود و نمی دانستیم
همه عمردمی بود و نمی دانستیم
حسرت رد شدن از ثانیه ها
فرصت مغتنمی بود و نمی دانستیم
تشنه لب ، عمربه سررفت و بقول سهراب
آب دریک قدمی بود و نمی دانستیم
اینک من
به گلوله آویخته ناقوس می مانم
سربه هرسوی میزنم
به هرسویی می روم
ولی ازاین همه تلاش و تقلا
بجز صدایی هولناک ، عایدی نیست
و آنگاه که آرام می شوم
مرگ موحشم را به انتظار می نشینم
مرگی بی صدا و خموش
16/4/1368
مطلب از این قرار است:
چیزی فسرده است و نمیسوزد امسال
در سینه
در تنم!
زندگی آنچه زیسته ایم نیست،
بلکه همان چیزیست که در خاطرمان مانده
و آنگونه است که به یادش می آوریم تا روایتش کنیم!
Farsi or Persian?
ظرف چند سال اخیر کاربرد صفت Farsi به جای Persian در زبان انگلیسی (در صورت اشاره به "زبان فارسی") متداول شده است. این کاربرد از روی حسن نیت و ظاهرا از میان ایرانیان مقیم ایالات متحده آغاز شده است. اما خاستگاه آن و نیت اولیه ای که در پس آن بوده است فاقد اهمیت است. مهم آن است که خیری از این بابت عاید ما فارسی زبانان نشده است. برعکس، اوضاعی پدید آمده است که برای اعتبار زبان و فرهنگ ایران و سایر ملل فارسی زبان زیانبخش است. ما فارسی زبانان گاه ترکیبات غریبی از این گونه به زبان انگلیسی در پیش می گذاریم:
BBC Persian Section broadcast this item of news in its arsi transmission
یا:
Farsi speakers form the majority of students taking the GCSE Persian examination
هر انگیسی زبانی که چندان مطلع نباشد با خواندن این گونه جملات تصور خواهد کرد که سخن از دو زبان مختلف در میان است. در زبان انگلیسی واژه Persian دارای مفاهیم عمیق فرهنگی و تاریخی است. از جمله می توان به ترکیباتی مانندPersian Empire و Classical Persian Literature اشاره کرد. این مهم نیست که آیا امپراطوری پارس خوب بود یا بد بود؛ مراد صرفا اشاره به وزن و اهمیت تاریخی است. بعلاوه در ترجمه های انگلیسی تورات (عهد عتیق) هم به اسم "پرشیا" و هم به صفت "پرشن" بر می خوریم. سازمانهای معتبری مانند بی بی سی، صدای آمریکا، و دانشگاههای کیمبریج، لندن، آکسفورد و غیره با اشاره به زبان فارسی واژه "پرشن" را به کار می برند. در ذهن یک شخص عادی انگلیسی زبان، واژه "فارسی" ممکن است نام زبان فلان کشور ناشناخته یا نوپا را تداعی کند. این که زبانی در زبانهای دیگر به نامهای دیگرگونه ای خوانده شود به هیچ وجه غریب نیست. آنچه در نزد آلمانی زبانانDeutsch است در نزد انگلیسی زبانان German است و در نزد فرانسوی زبانان .allemand
یک نکته دیگر در خور توجه آن است که ما تأکید می کنیم که خلیج فارس خلیج فارس است و نه خلیج عربی. اما اکنون که کشور ایران در خارج به همان نام ایران معروف است، چنانچه زبانش هم در خارج به جای Persian (یا معادلهای آن) به "فارسی" معروف باشد، با اتکاء به چه چیزی می توان، مثلا در زبان انگلیسی، آن خلیج را Gulf Persian خواند؟ در زبان فرانسه دلیل دیگری هم برای اجتناب از کلمه "فارسی" موجود است: همان کلمه با املاء دیگری (farci)معنای "دلمه" را می رساند. اینها بعضی از دلایلی است که ما را وا می دارد که از هم میهنانمان و بعلاوه از هر آن کس که ایران را دوست می دارد درخواست کنیم که در گفته ها و نوشته هایشان به زبانهایی غیر از فارسی، زبان ایران را فارسی نخوانند بلکه Persian, Persan (ne), Persisch, … بنامند. چنانچه با گفته های ما موافقت دارید دیگران را هم در همین راستا تشویق کنید و این ایمیل را برای هرکه صلاح می دانید مخابره بفرمایید. از شما سپاسگزاریم.
دکتر شاداب وجدی / علی متین دفتری / لطفعلی خنجی
گشت گرداگردمهرتابناک ، ایران زمین
روزنوآمدوشدشادی برون زندرکمین
ای تو یزدان ، ای توگرداننده ی مهروسپهر
برترینش کن برایم این زمان و این زمین
نوروزخجسته باد
فردا روز جهانی زن است . این روز را به همه زنان شادباش می گویم . بدنیست کمی بیشتردراین باره بدانیم:
روز جهانی زن هر ساله در ۸ مارس برگزار میشود. این روز، روز بزرگِ برپایی جشنهایی برای زنان در کل جهان است. بسته به مناطق مختلف، تمرکز جشن روی بزرگداشت، قدردانی، ارائهٔ عشق به زن و برگزاری جشنی برای دستاوردهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زنان است.این روز در ابتدا به عنوان یک رویداد سیاسی سوسیالیستی آغاز شد، اما بعدها در فرهنگ بسیاری از کشورها آمیخته شد (در درجه اول اروپای شرقی، روسیه و شوروی سابق). روز جهانی زن در بسیاری از مناطق رنگ و بوی سیاسی خود را از دست داده و تبدیل به مناسبتی برای مردان شده تا عشق خود را به زنان بیان کنند (چیزی شبیه به روز مادر و روز ولنتاین). با این حال در مناطقی دیگر (مانند استرالیا)، اصل سیاسی و زمینه حقوق بشری که توسط سازمان ملل متحد تعیین شده، با قدرت اجرا میشود و آگاهی سیاسی و اجتماعیِ امیدوار کنندهای از مبارزات زنان در سراسر جهان به ارمغان میآورد. سازمان ملل هم از سال ۱۹۷۷ این روز را به عنوان «روز حقوق زنان و صلح بینالمللی» به رسمیت میشناسد.در هشتم مارس ۱۸۵۷، زنان کارگر کارگاههای پارچهبافی و لباسدوزی در نیویورک آمریکا به خیابانها ریختند و خواهان افزایش دستمزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط بسیار نامناسب کار شدند. این تظاهرات با حمله پلیس و کتکزدن زنان برهم خورد.سال ۱۹۰۷ در دورهای که مبارزات زنان برای تأمین حقوق سیاسی و اجتماعی اوج گرفته بود، به مناسبت پنجاهمین سالگشت تظاهرات نیویورک در هشتم مارس، زنان دست به تظاهرات زدند.ایده انتخاب روزی از سال بهعنوان «روز زن» نخستین بار در جریان مبارزه زنان نیویورک با شعار «حق رای برای زنان» مطرح شد. دو هزار زن تظاهر کننده در ۲۳ فوریه ۱۹۰۹ پیشنهاد کردند که هر سال در روز یکشنبه آخر فوریه، یک تظاهرات سراسری در آمریکا به مناسبت «روز زن» برگزار شود.در سال ۱۹۱۰، «دومین کنفرانس زنان سوسیالیست» که کلارا زتکین از رهبران آن بود، به مسئله تعیین «روز بینالمللی زن» پرداخت. زنان سوسیالیست اتریشی قبلا روز «اول ماه مه» را پیشنهاد کرده بودند. اما اول ماه مه، جایگاه و مفهومی داشت که میتوانست اهمیت و جایگاه مبارزه مشخص بر سر مسئله زن را تحتالشعاع قرار دهد. زنان سوسیالیست آلمان، روز ۱۹ مارس را پیشنهاد کردند. مناسبت این روز، مبارزات انقلابی در سال ۱۸۴۸ علیه رژیم پادشاهی پروس بود که به عقبنشینی لفظی حکومت در نوزدهم مارس همان سال، منجمله در مورد مطالبات زنان، انجامید. «دومین کنفرانس زنان سوسیالیست» تاریخ برگزاری نخستین مراسم «روز زن» را ۱۹ مارس ۱۹۱۱ تعیین کرد. تصمیمگیری قطعی برای تعیین «روز جهانی زن» به بعد موکول شد.بعد از انتشار قطعنامه کنفرانس در مورد تعیین «روز جهانی زن»، انترناسیونال دوم از این تصمیم حمایت کرد، و نخستین تشکیلاتی بود که این روز را به رسمیت شناخت.۱۹ مارس ۱۹۱۱ خیابانهای آلمان، اتریش، سوئیس و دانمارک با مارش زنان به لرزه در آمد. شمار زنان تظاهر کننده در اتریش به ۳۰ هزار نفر میرسید. نیروهای پلیس به تظاهرات حمله بردند و به زدن زنان پرداختند و گروهی را دستگیر کردند.سال ۱۹۱۳ "دبیرخانه بینالمللی زنان" (یکی از نهادهای انترناسیونال سوسیالیستی دوم)، هشتم مارس را با خاطره مبارزه زنان کارگر در آمریکا، بهعنوان «روز جهانی زن» انتخاب کرد. در همان سال، زنان زحمتکش و زنان روشنفکر انقلابی در روسیه تزاری و در سراسر اروپا، مراسم «۸ مارس» را بشکل تظاهرات و میتینگ برگزار کردند. در سال ۱۹۱۴ جنگ جهانی اول درگرفت. در اروپا که مرکز جنگ بود، زنان انقلابی تلاش کردند تظاهرات ۸ مارس ۱۹۱۵ و ۱۹۱۶ را تحت شعار مرکزی "علیه جنگ امپریالیستی" برگزار کنند. در کشورهای درگیر جنگ، طبقات مختلف به موافقان و مخالفان جنگ تقسیم شده بودند و انشعاب در صفوف جنبش زنان، مانع از برگزاری سراسری و گسترده «روز جهانی زن» شد. در سال ۱۹۱۷ تظاهرات زنان کارگر در پتروگراد علیه گرسنگی و جنگ و تزاریسم، بانگ آغازین انقلاب روسیه بود. کارگران شهر در پشتیبانی از این تظاهرات، اعلام اعتصاب عمومی کردند. ۸ مارس ۱۹۱۷ به یک روز فراموش نشدنی در تاریخ انقلاب روسیه تبدیل شد.سال ۱۹۲۱، "کنفرانس زنان انترناسیونال سوم کمونیستی" در مسکو برگزار شد. در آن کنفرانس، روز ۸ مارس بهعنوان «روز جهانی زن» بتصویب رسید. کنفرانس، زنان سراسر دنیا را به گسترش مبارزه علیه نظم موجود و برای تحقق خواستههایشان فرا خواند.از اواسط دهه ۱۹۳۰، دنیا یک بار دیگر بسوی جنگ جهانی جدید روان شد. برگزاری تظاهرات «روز جهانی زن» در کشورهایی که تحت سلطه فاشیسم بودند، غیر قانونی اعلام شد. علیرغم این ممنوعیت، در هشتم مارس ۱۹۳۶، زنان در برلین تظاهرات کردند. در همان روز، اسپانیای فاشیست شاهد تظاهرات هشتم مارس در مادرید بود. ۳۰ هزار زن کمونیست و جمهوریخواه، شعار "آزادی و صلح" سر دادند.در پی جنگ جهانی دوم، انقلابات و جنبشهای رهاییبخش در کشورهای چندی درگرفت. چین با شمار عظیم زنان و مردانش در زمانی کوتاه گامهای بزرگی در جهت رهایی زنان به پیش برداشت. در آن سالها، عمدتاً دولتها و تشکیلات مترقی و انقلابی در بر پایی «روز جهانی زن» میکوشیدند.در دهه ۱۹۶۰، در کشورهای آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین جنبشهای رهاییبخش بپا خاسته بود. در کشورهای سرمایهداری پیشرفته نیز جنبشها و مبارزات انقلابی و ترقیخواهانه بالا گرفته بود و جنبش رهایی زن نیز اوج و گسترشی چشمگیر یافت.در آمریکا و اروپا، زنان علیه سنن و قیود و قوانین مردسالارانه و احکام اسارت بار کلیسایی بپا خواستند. در جنبش زنان موضوعاتی نظیر حق طلاق، حق سقط جنین، تامین شغلی، منع آزار جنسی، ضدیت با هرزهنگاری، کاهش ساعات کار روزانه و غیره مطرح شد. این جنبش موفق شد در برخی از این زمینهها پیشروی کند. در تظاهرات هشتم مارس ۱۹۶۹ زنان در دانشگاه برکلی در آمریکا گرد آمدند و علیه جنگ در ویتنام تظاهرات کردند. در سال ۱۹۷۷ سازمان ملل در قطعنامهای ۸ مارس را با عنوان «روز حقوق زنان و صلح بینالمللی» وارد تقویم رسمی خود کرد.بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم و بالاخص از اواخر دهه ۱۹۷۰، با توسعه سرمایهداری به کشورهای عقب مانده، بخشهای بزرگتری از زنان درگیر کار و تحصیل گشتند. در عین حال، زنان همچنان در جامعه موقعیتی درجه دوم داشته و اسیر نظام مردسالار بودند. این تناقض، مسئله زن را حادتر و انفجاری تر کرد.
مطالب قدیمی تر »
